امر واقع 3 (یـــا به جای باران خاک به آسمان بارید* )
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/1 | ساعت: 21:27
حریم شخصی چیز مهمی است. امروز به برادر زاده ام که زیادی از حدش عبور کرده بود؛ تشر زدم و گفتم پایت را بیرون بکش! (زورم میرسید خب !) جاهایی که زورم نمیرسد را چکار می کنم ؟! آنجا که به خاطرات
امر واقع (احتمالا۴)
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/1 | ساعت: 21:27
|Abandonee|الکی: دارم تلاش میکنم که ازینجا به تلگرام کوچ داده نشم ... ح.پناهی،نوشت: بینمون دو تا ننو میشه گذاشت! پراکنده شدم ؛ تکه تکه ! ناخوانا ! نا مفهوم ! چ میشه کرد؟! اصن چ لازمه ای داره کاریش کرد
سلام را بیاد نمی آورم ؛ امیدم به خاطره ایست که میماند
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/1 | ساعت: 21:27
+پنج شاید بهتر بود همون روز که تووو اوج از شطرنج خدافظی میکردم؛ دستم رو بلند تر می آوردم تا بقیه ی زندگی-م متوجه خدافظیم بشه. اون وخت امروز روز مینوشتم که یه قهرمان بودم و موندم ؛ یه روز با شطرنج و زندگی تووو اوج خدافظی کردم ! ب.ش.گ: بگذارید در این کشتزار گریه کنم | لورکا
بنام من دیوانه زدند
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/1 | ساعت: 21:27
+شش چطور میشود در این گرمای تابستانی به “انسان چیست” فکر-غووور-کرد؟ دراین گرما تنها چند ثانیه بعد از سوال، “پاسخ” خودش را به انسان تحمیل میکند. آری! انسان حجم فشرده شده ی تنهاییست! انسان حجم تنها
یک نهنگ نر وختی داشت در ذهنش با خودش آواز می خواند؛ از نهنگی ماده دل بُرد
◷
تاریخ انتشار: 1397/5/1 | ساعت: 21:27
داشتم فکر می کردم که چه چیز بنویسم که یکباره از خاطرم یک سوسک عبور داده شد. یکروز جایی گفته بودند که سوسک ها یا هر موجود دیگری را که با حشره کش می کشیم؛ دست به نوعی جهش ژنتیکی عجیب و ناخوداگاه می زنند
بازم عی بابا !!
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 21:45
نفر اول : درست توی همین لحظه که من فک میکنم دارم شاخ غول میشکنم و به قول خودم در راه شناخت خویشتنو این دست اراجیف قدم بر میدارمو با یه فاز سنگینو یه نگاه خاص سیگارمو توو زیر سیگاری خاموش میکنمو اینا... ، آدمای دیگه ای هستن که اصلا در مورد خودشون هیچ مشکلی ندارن و خیلی ساده و سالم پذیرفتن که انسانن و...
عجیب و غریب تر برای خودم؛ که انسانم !!!
◷
تاریخ انتشار: 1396/11/14 | ساعت: 21:45
انسان هایی که من میشناسم ، عجیب غریب هستند ! خبری شایعه شده که "تنهایی آسیبی 15 برابر بیشتر از سیگار به فرد وارد میکند" اما انسان ها همچنان به تنهایی علاقه ای وافر نشان می دهند و اصلا داستان به "آلت مبارکه" و یا "نداشته شان" هم نیست !!! گفتم که هم عجیب رفتار می کنند و هم غریبند !!!
کمی برای خودم
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/16 | ساعت: 4:32
کمی از زندگی را برای کار کردن تخصیص داده ام و مقدار بیشترش را برای تو و خانواده. دوستانم باقی مانده ی زندگی ام را تصاحب کرده اند و من در این وسط زمان های رفتن از قضیه ی یک به بعدی را برای خودم زندگی می کنم. در راه که قدم می زنم تا به کارم برسم به خودم فکر می کنم: به اینکه چقدر شبیه آن چیزی که می خوا...
وز حاصل ایام چه در دستم ؟! هیچ !
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/16 | ساعت: 4:32
از روزهای گذشته و روزگار دوور چه چیز برایم مانده -همان سالها که به درگیریهای مزخرف روزمرگی های روتین دچار نشده بودم- ؟! چشمانم درشت تر بود و لپ هام پف دار! موهام به حکم و جبر مادرم تراشیده و گه گاهی به یک سانت میرسید. از لبخندم که بود یا نه بی خبرم ولی در اندک عکسهایی که گرفته اند، رد پایی هست. نوار...
پیشنهاد
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
یه روشی ام هست که مغز و باز میکنن ، قسمت پیشونی رو میبرن یا با یه صدمه غیر فعالش میکنن! اینطوری طرف دیگه اعمال عالی مغزش متوقف میشه ! پرخاش گری ، عاطفه و ... نداره ! میخوره و میخوابه ، فرمون میبره و کار میکنه ! مثلا توی فیلم پرواز بر آشیانه فاخته یا پایان فیلم جزیره ی شاتر ! میخواستم بگم یه روش دیگه...
اعتراف
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
#اولیش اینه که بر خلاف-یا مشابه- بقیه از خودم بدم میاد و وقتی دارن ازم تعریف میکنن یا جوری نظر میدن که انگار دارن حسودی میکنن یا وقتی که از ارزوی داشتن جای من حرف میزنن، حس میکنم دارن دروغ میگن ! اینکارو میکنن چون ادب ایجاب میکنه ! # از خودم خوشم میاد چون آدم توانمندیم ! هروقت کسی کاری رو داره انجام...
یه روز
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
یه روز یکی بهم گفت حس می کنم باید از افرادی که دوستشون دارم فاصله بگیرم، خودمو میشناسم ! اینجوری حداقل ازم خاطره ی خوبی باقی میمونه ! اگه پیششون بمونم، می فهمن چقدر آدم پستی هستم! بدتر اینه که خودمم می فهمم آدم پستی هستم! بهش گفتم خب! تو به جاش سعی کن بمونی و پست نباشی ! گفت چیزیه که هستم ! همه میگن...
از آن ما شاید
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
به آینده که فک می کنم دوتا تصویر میبینم اولیش اینه که من نشستم ، بقیه وایسادن دومیش اینه که بقیه وایسادن ، من نشستم ! تفاوت این دوتا تصویرم به نگاه من به اونا یا اونا به من برمیگرده ! برای تصویر اول ، اول من باید نگاه کنم ، در تصویر دوم هم همینطور ! تفاوت به دوم برمیگرده ! به آینده ی نه چندان دوور ب...
برای آینده
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
تا به حال مدام "من من" لق لقه زبونم بوده ! و هرچقد که سعی کردم بگم اینطور نیست گفتم : "نه ! من اینطور نیستم ! من نمیدونم ! من فقط سعی خودمو می کنم و توانمو میذارم و ..." با یکم نگاه سطحی میشه دید که "من" نه تنها "من من" کردم ، که بیشتر از دوبارم بوده ! هربار ! به قول یارو "اون که میگه من هیچ ادعایی ...
برای رفع دلتنگی ها
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
م ر د سه حرفه ! ولی باید بی حرف باشه ! باید لبخند باشه ! چرا مرد و سنگ جفتشون سه حرفی ان !؟ چرا حس میکنم جفتشون یه حسه سکووت دارن؟! من سنگی ام که برای یه گل از توی سینه ام راه باز کردم! من قبلش میتونستم تحمل کنم، الان که یه گل توو سینه مه ، سختیم آزاردهندست ، شکسته شده ام و بی فایده ! فقط یکم تووی ا...
به چه چیزفکر میکنید ؟!
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
فکر می کنم از آخرین بار که در قدم زدن های شبانه به آینده فکر کردم یا گذشته چقدر گذشته ؟! چند زمانیست که دیگر فقط خیال بافی های کودکانه و داستانی را به زندگی در میان این زندگی خاکستری ترجیه می دهم؟! و حال که به آینده فکر می کنم شاید تنها راه خلاصی از این زندگی و مشکلات پیش رویش تصعیدِ این بازی کودکان...
در باب دیوانگی
◷
تاریخ انتشار: 1396/6/23 | ساعت: 6:36
دیوانه است او که گفته بود می رود امّا رفت و گفته بود می مانَد امّا ماند و گفته بود می خندد امّا خندید دیوانه است او گروس عبدالملکیان
مسخره بازی بسه،یکم آدم باش (یا وقتی می فهمی تنهایی هنوز !)*
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:04
وقتی یه نفر بهتون گفت می ترسه که تنهاتون بذاره، یا اینکه شاید از اینجا بره ، به خاطر این نیست که از شما خسته شده! اگه "رفتن" و "موندن" رو یک "سازه دوسویه" در نظر بگیریم، فرد هرچقدر که به یک طرف سازه نزدیک تر میشه، طرف مقابل براش جالب تر میشه ! اگه بخوام نتیجه گیری کنم یعنی اون فرد خیلی به شما احساس ...
اعتراف
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:04
#اولیش اینه که بر خلاف-یا مشابه- بقیه از خودم بدم میاد و وقتی دارن ازم تعریف میکنن یا جوری نظر میدن که انگار دارن حسودی میکنن یا وقتی که از ارزوی داشتن جای من حرف میزنن، حس میکنم دارن دروغ میگن ! اینکارو میکنن چون ادب ایجاب میکنه ! # از خودم خوشم میاد چون آدم توانمندیم ! هروقت کسی کاری رو داره انجام...
یه روز
◷
تاریخ انتشار: 1396/5/27 | ساعت: 12:04
یه روز یکی بهم گفت حس می کنم باید از افرادی که دوستشون دارم فاصله بگیرم، خودمو میشناسم ! اینجوری حداقل ازم خاطره ی خوبی باقی میمونه ! اگه پیششون بمونم، می فهمن چقدر آدم پستی هستم! بدتر اینه که خودمم می فهمم آدم پستی هستم! بهش گفتم خب! تو به جاش سعی کن بمونی و پست نباشی ! گفت چیزیه که هستم ! همه میگن...