نویسنده از متن پاک شد
از وقتی راجع به روزها و داستان ها در کنار هم فکر کردم، فهمیدم داستان ها و روزها با هم خیلی فرق می کنند. در روزهای واقعی، آدم ها شبیه هیچ داستانی نیستند و داستان ها هربار به حیلت و مکارگی، به اسم واقعیت به خوردمان داده شده اند...
تنها جزءی از اراجیف با زرق و برقی اضافه
فکر کن حالا که دست برده ام گَرد از روزهای خسته ام پاک کنم؛ خستگی مرا در خود اسیر کرده باشد! قرار بود فقط دستم را روی آینه -ی فرضی- بکشم و و گَرد پاک شود. اما خب! جهانِ انتزاعی افکار، اینقدر ساده برخور
*
***** برای جلب اعتماد انسانها باید بتوانیم منظور خود را به درستی بیان کنیم.
صدایی از زیر کتاب ها بلند شده بود ، نگاه که انداختم، خودم بودم؛ گویی بازگشسته ...
توی این شبایی که دارم اختلالاتو مرور می کنم، با شدت بیشتری از دفعات قبل توی چاله ی سندم روانشناسی غوطه ور میشم ... با این تفوت که اینبار بر خلاف دفعات قبل که می ترسیدم، ازش لذت می برم ... اینبار خ
راننده کامیون بود، میشست کنار دستم؛ هفت هشت سالم بود؛ همکلاسی بودیم ...
___ توی دوران ابتدایی کنار دستم یه رفیق داشتم که به جای دکتری و مهندسی دلش می خواست راننده کامیون باشه ... نه باباش راننده کامیون بود نه داییِ دوست داشتنیش ... وقتی معلم نیومده بود و همه داشتن مسخره ب
واقعیت به مراتب سخت تر است
قبلا بهش فکر کرده بودم؛ به اینکه آدمایی که اطرافم به عنوان دوست، معشوقه، رفیق یا چیز خودشونو جا میزنن؛ توی یه اتفاق رهات می کنن. بعدشم به خودم گوشزد میکردم "همه که اینطور نیستن" تازشم "اونایی که ارز
اگه میپرسی چه خبر
این روزا حرف زدم، سکوت کردم، جور دیگه حرف زدم، جور دیگه سکوت کردم، حرف زدم و سکوت کردم، سکوت کردمو حرف زدم و کلی چیز دیگه ... خیلی از وقتمم صرف خواب کردم. خوابیدم به سودای جان .و این حرفا -... خو
در خواب یک صحرا؛ دنبال چه می گردم؟!
بعد از این همه گشت و گذار توو عالمِ خودم ؛ حالا دیگه وقتشه که برگردم به عالمِ اجتماع. از اینهمه نگاه کردنا و سکوت کردنا و مشاهده گری، اطلاعات خوبی بدست آوردم. یکم زمان نیاز دارم تا اطلاعاتی که بدس
در خصوص لذایذ و فواید سکوت
پیش.نوشت اول: اینکه یادت باشه دنیا یه بازیه (اگه یه بازی ام نباشه مثل یه بازی قاعده منده) پ.ن.دوم: توی بازی بهتره گاهی با آینه بازی کنی یا به اصلاح تمرین کنی ---- توی این مدتی که همو کمتر دیدیم،
خالی بندی از گروه تردستی هاست
در گذر از زندگی ، سبدی از خالیجات و کمی هم بی پرده نمایی را در جیب عقب شلوارم قایم کرده ام رفیق ! دیروز هم از ته مانده ی سابقه ی تجارت خارجی های عمه ننه چراغی را برای پیرزنی که شبیه ننه ام بود روش
وقتی هیشکی نیست باهاش حرف بزنی، با خودت حرف بزن؛
از تنهایی سرسام آور و خسته کننده ای رنج می برم که فکر می کنم مخصوص خودم باشد و هیچ کس این رنج را درک نکند. اگر از تعمیم دادن آن به همه ی انسان ها اجتناب کنم شاید بشود کمی از فلسفه دوور شد و بحث را س
در انتظار کلاهش
وبلاگ کلاهش کلمه را اینبار روی نیمکت جا گذاشت؛ بلند شد و راهش را به سمت خورشید که تازه داشت طلوع می کرد امتداد داد. در امتداد راه نگاهش را حتی لحظه ای از جایی که خورشید بود؛ نگرفت. خورشید غیر مستقیم و از لاب
در حال و هوای این روزها
ابتدا.ن: بلا تکلیف با بی تکلیف فرق می کند شوخی می کنم؛ وگرنه هیچ چیز با هیچ چیز دیگر فرق خاصی ندارد. منظورم این است که بدانی هیچ فرقی با هیچ کس نداشته ای و نداری! ولی خب ؛ من خواستم که فرق بگذار
نتایجِ سری بازیهای سرشکستنک
جهان من را گرفت و رفت با یک پرچمی چیزی حالا جوری شده انگار ... باد -طفلکی- یا نباید بوزد یا اگر وزید باید غمم را نشانم بدهد غم فتح شدن غمِ فتح شده ای بی فاتح! - سکوت کن سکوت ای جریده دخترک تازه به غصه ها رسییده ی قلبم کوتاه کن گریه ها کافیست کوتاه کن صدایت نیاز نیست خنده هنوز انتهای ماجراست
1
میدانم یک روز از خواب بیدار می شوم و باور میکنم که یکجایی خوابم بده ! جایی که شمعی را برای من روشن کرده بودند در داام زنبور ها که نه ؛ به جهانشان افتاد گالیور !!! اینبار بی نقشه ! با مشتی خالی
امر واقع 2
سامان میگفت آدم توی شناخت خودش یهوو وارد فضای سورئال که میشه اول بهش خوش میگذره اما بعد یهو فضای سورئال اونو با ترساش روبرو میکنه ؛ یهو آدم دوباره به واقعیت فرار میکنه +واقعیت خوبیش اینه که واقعیه و
پاسخی کوتاه به سکوت مانده در بلوگفام
اینکه اینجا رو کسی میخونه یا نه ؛ چیزیه که اصلا نظری راجع بهش نمیتونم داشته باشم. وقتی یه نفر داره اینجارو میخونه و من اونجا نیستم ... چه فرقی میکنه؟! اما وقتی میاد و نظر میذاره خوشحال میشم(خوشحال
به ماهی
بیشترین تقصیرم در زندگیم، زمانی بود که دانستم؛ اما به هیچکس نگفتم! پوزش م از بی چارگیست؛ یعنی با اینکه خود را مقصر میدانم، کاری نمیتوانم بکنم ! تنها چیزی که به تو میبخشیدم ، این بود که مدام از تو